تبليغاتX
پاییز و دریا
کاش یک آدم برفی بودم!

سفید، سفید اما سرد، سرد! با یک قلب بزرگ، اما یخی!

با یک لبخند سیاه زغالی!

با چشم های سیاه درشت دکمه ای!

کاش یک آدم برفی بودم

آن وقت حداقل می دانستم این تقصیر خودم بود که آب شدم!

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 17:7 توسط مهدی /


قصه اصحاب کهف

 یک شوخیست،

اینجا یک روز که بخوابی

 از یاد همه خواهی رفت!

+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 16:5 توسط مهدی /


آینه

با تو هستم.

محض رضای خدا برای یکبار هم که شده

به جای چشم هایم دلم را نشان بده

تا بدانند

دیوار دلم آنقدرها هم که فکر می کنند

کوتاه نیست.

گاهی زیادی کوتاه می آیم.

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 11:42 توسط مهدی /


بوی باران،

بوی سبزه، بوی خاک

شاخه‌های شسته، باران‌ خورده پاک

آسمانِ آبی و ابر سپید

برگ‌های سبز بید،

عطر نرگس، رقص باد، نغمۀ شوق پرستوهای شاد

خلوتِ گرم کبوترهای مست

نرم ‌نرمک می‌‌رسد اینک بهار

خوش به ‌حالِ روزگار

+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 14:30 توسط مهدی /


تقصیر آدم ها نیست.

از کودکی به جدایی ها عادت کرده اند.

همان جایی که روی تخته سیاه نوشتند:

خوب ها / بدها

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 21:26 توسط مهدی /